ی طولانی نوشتم کمبود ، نبودم جبران بشه

ساخت وبلاگ
کلاس زبان این ترمم تموم شد ولی واقعا این ترم خیلی تنبلی کردم و تمرینامو درست درمون انجام ندادم برای همین باید خودمو برای امتحان هفته بعد یکشنبه خودمو آماده کنم. آخر کلاسم استاد خواست تا درمورد خودشو کلاسش و کلا همه چی بنویسیم احتمالا ترم بعد با خودش کلاس نداریم. حالا بماند که امتحان ساعت 7 برگزار میشه

کلاس سئو تا الان دو جلسه رفتم که خیلی خوب پیش میره اما حیف این هفته خوردیم به تعطیلی و کیهفته فاصله خیلی زیاده وقتی یک جلسه در هفته اس! و اینکه من واقعا باید ی سایتی طراحی کنم در کنارش بتونم این سئو رو ادامه بدم اینجوری اصلا فایده نداره ...

این روزا برای شما هرجوری که بگذره برای من اصلا خوب نمیگذره همش اعصاب خوردی و دعوا و بحث و جدله!!!

از خونه شمال تا رابطه خواهر و مادر... دیگه آرامشی که باید تو خانواده باشه موجود نیست.منم بیشتر وقتمو تو مجازی ام فقط توییتر دیگه نه اینستاگرام نه وبلاگنویسی نه تلگرام ، راستی گروهم پاک کردم کلا چون دیگه فاز گروه خوب نبود ترجیح دادم بیخود کَش گروه و اضافه نداشته باشم.

نه کتاب خوندم نه سریال دیدم نه موزیک گوش میدم ، هیچی به هیچی انگار نه انگار فارغ التحصیلم و مهندسی گرفتم و قراره برای کنکور بخونم ! همش منتظرم تکلیف این ثبتنامم مشخص بشه تا فاز کنکور ارشد به خودم بگیرم این میون خیلی نیاز به کمک کسایی دارم که برای ارشد میخوندن و امسال قبول شدن مثلا مهرناز که اکه تلگراممو داری بهم یِ پیام بده لطفا ، چون واقعا فاز فاز کنکور نیست ولی بهتره زودتر جلوی این تنبلیامو بگیرم.

تا الان که فقط از گرمای هوای تهران نالیدم و زیر نور خورشید کباب شدم . قرار نیست انگار شمال برم امسال بعد از اون عید کذایی که داشتیم.

اخر هفته قرار بود بابا بیاد تهران من و الی هم بمونیم بریم مغازه و مامان اینا برن لاهیجان ولی خب وقتی خاله ام زنگ زد قضیه سفرشون و کنسل کردن تا اونا برن و احتمال قوی تا شهریور شمال منتفی چون برنج پزون اصلا نباس بری شمال.

این میون از استخون دردای شدید و قفسه سینه ام و کمر و زانوم نگم براتون ک اصلا درد بسی بی درمانه ! خودم شک به رماتیسم دارم ولی خب بازم بهتره دفترچه بیمو تمدید کنم برم ی سر دکتر ببینم چ مرگمه.

فعلا چیزی یادم نمیاد برای نوشتن :/

همینقدر کافیه

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 6:42