{32}

تعرفه تبلیغات در سایت
خواستم آپ نکنما اما خب بخاطر چند ساعتی که خوابیدم بیدار شدم حالم اوکی شد تصمیم گرفتم زودتر بنویسم تا چیزی یادم نره باز!

خب کلا سر قضیه باخت استقلال تو گروه فامیلا بحث شد بین مامان و خاله و یِ پسره که پرسپولیسی بود و رفتن منم موندم سنگر و حفط کردم پسره اومد پی وی من به غلط کردن و عذر خواهی ولی تا به الان نه مامانم و نه خالم بیخیال نشدن و برنگشت تو گپ یعنی تا این حد مُتعصب و ناراحت!

تقریبا بیشتر فعالیتم و تو توییتر دارم و خیلی راضی ام از این بابت حداقل با محیطش راحت از اینستاگرامم البته بیشتر با قدیمیای توییتر و بی بی سی کل کل دارم :))در حدی که پیامام تو برنامه اعلام میکنن و جزء کلیپاشونم هستم ، یعنی در این حد فعالیت حالا چِ سیاسی چِ ورزشی و چِ چیزای دیگه.

امروز کلاس زبان رفتم ، کلاسمون عوض شده بود تو کوچیکترین جای ممکن بود و با بچه ها تمرینای workbook حل کردیم که خب طبق معمول گروه ما کندتر بود بخاطر حل نبودن تمریناشون نشد همه رو اوکی کنیم. تیچرم درمورد امتحانات و فضای امتحان و اینکه آموزشگاه محلش عوض میشه تا دو سه هفته دیگه حرف زد و بعد کلاسم با بچه ها رفتیم جای جدید و دیدیم و من یِ گروه ساختم به درخواست بچه ها تا بتونیم در ارتباط باشیم. استادکه امیدواری میداد ههمون بالای 80اییم و حداقل نمره باید 85 باشه حالا نمیدونم واقعا میشه یا ن چون من بازم استرس speaking و دارم مخصوصا که اینبار دیگه استاد خودمون نیست برای conversion خلاصه به منم گفت تو نگران نباش 80 به بالایی حالا نمیدم امید واهی میداد یا واقعا بازم تواناییشو دارم. تقریبا سطح بچه های کلاس بالاس مخصوصا تو مورد صحبت کردن و اینا برای همین فعالیت های کلاس براشون کم جلوه میکنه و اکثرشون ترجیح میدن برن آموزشگاه دیگه و تو فکر یِ جای بهتر با امکانات بیشترن که فعالیتای زیادی داشته باشن و فیلم و این چیزام باهاش باشه خلاصه این کلاسا خیلی راضی نگهشون نمیداره دقیقا مثل اون خانومی که جلسه اول اومد فکر کرد فق کلاس برای صحبت کردن نه گرامریه ن چیز دیگه و از جلسه بعدش کلاً نیومد.

من تو این کلاس زبانا زیاد شانس ندارم تو دوره دبیرستانم که آموزشگاه کیش میرفتم بخاطر اینکه ماه رمضون تو خرداد افتاده بود و اینا کلاسای تابستون کنسل کردن و تا مهر کلاسی برگزار نکردن که من بتونم تو اون کلاس شرکت کنم و این شد که باید از اول تعیین سطح میشدم و بازم کلاسی که باید میرفتم و شاگردی نداشتن اینقدر الممی این در اون در زدم که کلا قید ادامه زبانو زدم و بیخیال شدم. تقریبا از این کلاساییم که میرم راضی ام و مشکلی باهاش دارم ولی خب بازم نگرانم نکنه اون بالای چند سال پیش بیاد سَرم فقط چون اونا سطحشون از من بالاتره و تقاضای بالاتری دارن ولی من به نسبت پولی که بابتش میدم و سطح خودم راضی ام و ترجیح میدم همینجا ادامه بدم تا اگه اوکی تر شدم خواستم جدی تر ادامه بدم برم آموزشگاه های دیگه ولی خب فعلا که در حد نگرانی امتحان پنج شنبه بهش فکر میکنم و فقط یک روز فاصله اس تا پنج شنبه!

قضیه ماه عسلم تقریبا دوست داشتم چون با ی بخشیش کاملا آشنا بودم البته من که فقط 10 دقیقه آخرشو دیدم و فقط از طریق پستای مجازی جزئیاتشو فهمیدم ولی خب من کاری به حواشی ماه عسل و داستان ندارم ولی خب کسایی که میان حرف میزنن انگار قسمتی از زندگی که ما خودمون پنهونش میکنیم و میان بیان میکنن ، حالا شاید منم یِ روزی راجبش تو پست رمز دار بنویسم تا یکم شفاف تر باشه حرفام! 

خب دیگه اینم بگم که تعداد مخاطبینی که با اسم محسن یا میم یا M برام کامنت میذارن خیلی زیاده سعی کنید یجورایی تفاوت بین خودتون ایجاد کنید که کسی با کسی قاطی نشه که وقتی من اینجا اسم میبرم به بقیه برنخوره !

پ.ن: پرسپولیس رفت جزء 8  تیم برتر!

پ.ن: حالم بهترهِ تا سحر میتونم بیدار نگه دارم خودمو

پ.ن: تو ماه رمضونا تا سحر پست گذاشتن بیشتر حال میده :))

پ.ن: لینک کسی میخواد بشه همین پست بهم بگه ممنون

پ.ن: تو نمازاتون و افطار کردنتون مریضارو خیلی دعا کنید

پ.ن: کامنت پست پایینی 


ᵀᵃᵍ : ماه رمضون 📎 ماه عسل 📎 فوتبال 📎 روزمرگی نویسی 📎 قابل توجه خوانندگان
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 5:27

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :