خرید بک لینک
حالا من کاری ندارم عالمو آدم تو کونشون عروسیه بابت فینال رفتن پرسپولیس حالا چ فینالی میخواد بشه ولی خب بعد یکسال ناراحتم که این روزا بابامم نیست ببینه بازیهایی تیمشو و اولین فینالی شدنشو! حس ناراحتیم بعنوان ی استقلالی فقط همینه و بس!

ازش که جدا شدم این ایامم کارام شده حرص جوش خوردن و فحش دادن و دعوا کردن ولی زخمای این سالهام خوب نمیشه با این چیزا آروم نمیشم هیچ جوره !

اشتباهی کردم که مقصرش خودم بودم و دارم چوبشو میخورم و هم حرص و جوششو

خیلی برام جالبه با این همه بی پولی و درد و مریضی بازم با خخانوادش پا میشه میره کربلا ! تازه اونم به زور خانوادش میبرن ی همچین خانواده مومن و با ایمان و مسلمونی هستن ! بخوام حرف بزنم راجبش خیلی طولانی ولی ولش...

از رژا شاپ خرید کردم و چقدر حرص اونو خوردم تا چیزی که خواهرم میخواست رسید دستمون چون من پولشو دادم وخرید انجام دادم با کلی زنگ زدن و دعوا با مسئولش بلاخره برامون فرستادن..

بخدا خانواده دعوایی نیستیم ولی این روزا خیلی ها رو مخی شدن!

همین الانم که دارم تایپ میکنم این پست و ناخونای بلندم رو اعصابمه...

ی ناراحتی که دارم اینه که من دیه مثل قبل پاتوقم نمیرم :( منظورم چارسو اع! خیلی جای خوبی ولی از وقتی مشغول کار شدم و دانشگاه دیگه نشد اونجا برم

همیشه فوتبالهای خارجی و ایرانی و اونجا میتونستم ببینم

الانم قرار بود دنبال 3تا موضوع برای یکی از درسای فردا بگردم اومدم اینجا وبلاگاتونو خوندم بصورت خاموش

برچسب: نویسنده: رادین شمس تاريخ: شنبه 6 بهمن 1397 ساعت: 8:42

صفحه بندی